گاهی تلخ‌ترین حقیقت زندگی این است که تقریباً همه آدم‌ها قابل جایگزین شدن هستند؛ همکار، دوست، شریک عاطفی و حتی کسی که زمانی تصور می‌کردید بدون شما نمی‌تواند زندگی کند. اما یک جای دنیا وجود دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند جای شما را بگیرد: زندگی خودتان.

مدیوم

همشهری آنلاین - مریم شیرافکن: مشکل از جایی شروع می‌شود که آن‌قدر سرگرم راضی کردن دیگران و رسیدن به تعریف آنها از موفقیت می‌شویم که فراموش می‌کنیم اصلاً خودمان چه می‌خواهیم.

شاید تمام عمر در مسابقه‌ای دویده‌اید که خودتان انتخابش نکرده‌اید

از کودکی نسخه‌ای تقریباً آماده برایمان پیچیده می‌شود: خوب درس بخوان، شغل مناسبی پیدا کن، پول بیشتری به دست بیاور، خانه بخر، موفق شو و کاری کن که دیگران به تو افتخار کنند.

ما هم می‌دویم.

سال‌ها تلاش می‌کنیم، ارتقا می‌گیریم، درآمدمان را بیشتر می‌کنیم و چیزهایی می‌خریم که قرار است نشانه موفقیت باشند.

اما یک روز ممکن است وسط همین دویدن ناگهان بایستیم و از خودمان بپرسیم:

«صبر کن... من اصلاً این زندگی را می‌خواستم؟»

خطرناک‌ترین نوع شکست، شکستی است که شبیه موفقیت به نظر می‌رسد

هیچ‌کس نمی‌تواند جای شما را بگیرد؛ جز یک نفر!

ممکن است از بیرون همه‌چیز عالی باشد.

شغل خوب دارید، درآمد دارید، دوستان زیادی دارید و دیگران تصور می‌کنند زندگی فوق‌العاده‌ای دارید.

اما خودتان می‌دانید که چیزی سر جای خودش نیست.

صبح‌ها با بی‌میلی از خواب بیدار می‌شوید و شب‌ها با خستگی به رختخواب می‌روید؛ نه به این دلیل که بیش از حد کار کرده‌اید، بلکه چون شاید مدت‌هاست دارید زندگی شخص دیگری را زندگی می‌کنید.

گاهی ما برای ساختن تصویری که دیگران از «آدم موفق» دارند، خود واقعی‌مان را قربانی می‌کنیم.

در محل کار هم غیرقابل‌جایگزین نیستید

این جمله شاید کمی بی‌رحمانه باشد، اما بیشتر ما در محیط کار قابل جایگزین شدن هستیم.

اگر فردا نباشیم، احتمالاً بعد از مدتی فرد دیگری مسئولیت‌هایمان را انجام می‌دهد.

همین موضوع درباره بسیاری از روابط هم صدق می‌کند. ممکن است کسی که فکر می‌کردید بدون شما نمی‌تواند ادامه دهد، روزی به زندگی‌اش ادامه دهد.

اما این موضوع قرار نیست ارزش شما را کم کند.

ارزش شما به این نیست که چند نفر نمی‌توانند جایگزینتان کنند.

ارزش واقعی زمانی مشخص می‌شود که بدانید با زندگی خودتان چه می‌کنید.

یک سؤال ساده که می‌تواند زندگی‌تان را تکان دهد

یک لحظه همه صداهای اطراف را خاموش کنید.

نه خانواده، نه دوستان، نه جامعه و نه شبکه‌های اجتماعی.

بعد از خودتان بپرسید:

اگر قرار نبود هیچ‌کس درباره انتخاب‌های من نظر بدهد، چه جور زندگی‌ای انتخاب می‌کردم؟

شاید پاسخ شما شغلی متفاوت باشد.

شاید شهری دیگر.

شاید یک رابطه متفاوت.

شاید شروع کاری که سال‌ها به تعویق انداخته‌اید.

یا حتی شاید فقط یک زندگی ساده‌تر و آرام‌تر.

پاسخ این سؤال می‌تواند چیزهایی را نشان دهد که سال‌ها از خودتان پنهان کرده‌اید.

شما فقط یک زندگی دارید؛ آن را با نسخه دیگران عوض نکنید

قرار نیست برای خوشحال کردن دیگران زندگی کنید.

قرار نیست فقط به این دلیل که دیگران شما را موفق بدانند، مسیری را ادامه دهید که دیگر دوستش ندارید.

و قرار نیست تمام عمر برای رسیدن به چیزی تلاش کنید که اصلاً انتخاب خودتان نبوده است.

آدم‌ها ممکن است بیایند و بروند.
شغل‌ها عوض شوند.
رابطه‌ها تمام شوند.
دیگران جای شما را بگیرند.

اما یک نفر همیشه در زندگی شما حضور دارد:

خودتان.

و شاید مهم‌ترین سؤال زندگی این نباشد که «دیگران درباره من چه فکری می‌کنند؟»

بلکه این باشد:

«آیا من از زندگی‌ای که برای خودم ساخته‌ام، واقعاً راضی‌ام؟»

منبع : medium

کد خبر 1070632

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار مهارت‌های زندگی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha